ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
بزرگراه های مهندسی ساز ما را به هم نمیرسانند. عشق با قوانین بیگانه است از بیراهه ها بیا برای دیدن کسی که عمری ست دوستت دارد! تکه های قلبــــم را با تو قسمت میکنم شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی نداشته باشد، اما ... برای لحظه ای میتوانی گرمای عشق واقعی را در دستانت احساس کنی!!! هميشه در عجب بودم كه چرا در جاده عشق پا به پايم نمي آمدي حتي وقتي آهسته و پيوسته مي رفتم. امروز فهميدم... ريگي كه در كفشت بود تو را مي آزرد.... دلتنگم... دلم بهانه میگیرد تو را... و تو ... بی خبر در کوچه های فاصله پرسه میزنی دلتنگم... عزیز هم پرسه ام دلتنگم... ساعت از نيمه گذشته است خونه خالی ، خونه بی روح درست يك روز است كه يكديگر را ترك كرده ايم. ولي بي تو . لحظه ها آن قدر دير ميگذرند كه ميخواهم فردا .... سالگرد جدايي مان را جشن بگيرم !!! مهتابی اتاقم صاعقه می زند دستی تکان می دهی از سر عادت و شاید کمی اجباری به سلامت اما... اینگونه خداحافظی نمی کنند.... تمام غم ها و دلواپسی هایتان را به قلب من بسپارید خالی شوید از هرچه بدی است ! با کسی قرار داد بسته ام تا..... همه ی آنها را به جهنم ببرد آری. با شیطان هم می شود معامله کرد!!!!! گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم «باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون بمون برای کوچهای که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه بمون واسه خونهای که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست



و من به اين مي انديشم:
"اگر کاري که عشق با من کرد
باتو مي کرد،
چند روز دوام مي آوردي؟!" 
بی تو سرد و سوت و کوره
دل عاشقم می گیره
وقتی دستام از تو دوره
زود نبود برای رفتن؟
نمیشد بازم بمونی؟
نمیشد نری عزیزم؟
منو از خودت بدونی؟

و چشمانم باران می بارند، بهاری!



