ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
ميخواي بدون کارت و تلفن وارد نت بشي اينو بخون خيلي مهم هست خيلي گذشته . مي خواي disconnect کني اما دلت نمي خواد . دوست داري آنلاين باشي. عشق مثله آبه،ميتونی تو يه دستت قايمش کنی،اما آخرش يه روز دستتو واميکنی ميبينی نيست،قطره قطره چکيده،بدونه اينکه بفهمی دستت پر از خاطرست یا علی التماس دعا دوستت دارم دوستت دارم این گل سرخ من است ، دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق ... بفشانی بر دوست ، راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست . این دلاویز ترین شعر جهان را به من امروز تو ای یار ! نه یک بار نه صد بار به تکرار بگو ... عشق ای آوای نای خسته ام دل به امید نگاهت بسته ام زندگی چيزی نيست که لب طاقچه ی عادت به نام خداوند جان آفرين. خداوندی که گل را آفريد تا مونس بلبل باشد. دريا را آفريد تا جايگاه ماهی باشد. آسمان را آفريد تا آزادی پرندگان باشد. درخت را آفريد تا سايگاه يتيم باشد. ماه را آفريد تا با تلالو خويش کوزه ی تاريکی را بشکند. ستارگان را آفريد تا اميد گاه ياران باشد. زندگی را آفريد تا مرگ را داشته باشد. آشنايی را آفريد تا جدايی داشته باشد.
برين تو control panel. قسمت connection wizard . يه کانکشن اضافه کنيد به اسم (( خدا )).![]()
![]()
![]()
![]()
آب مي نوشد.همه مردم شهر در آيينه جمع شده اند ودر دست هركدام كلمه اي مي
درخشد.آوازهاي بومي در پياده رو افتاده اند.درختان با حيرت به من نگاه مي كنند.دستهايم را از
جيبم بيرون مي آورم تا انگشتهايم آواز بخوانند.
بي آنكه روسري ات را ببينم ، پرده اي از آسمان برميدارم و همزمان دوفرشته كوچك از شانه
هايم پايين مي آيند.
من پيراهن اولين ديدارمان را گم كرده ا م ،اما هنوز مي دانم عطر صداي تو چه رنگي است و تورا ز پشت
كدام پنجره مي توان ديد.
همه ي كتابها را مي بند م تا چشمهاي تو روشن تر از صبح باز شوند وروزهاي گمشده ام را به من
بازگردانند.بهترين كتابم را به تو ميدهم تا مرا دربيتهاي حافظ پيدا كني .
درخيابان بي درخت قدم ميزنم .خاطره هايت همراه باران يكريز مي بارد،بر پلكهايم مي نشيند .من در پناه دستهاي
تو هزار شب تلخ را ميتوانم تاب بياورم.
وقتي نام تورا زمزمه ميكنم،اتاقم آنقدر بزرگ مي شود كه همه جهان را در آن جا مي دهم.

