ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
اینم عیدی من به شما . عیدتون مبارک دوستان خودم تبریک میگم بند بند وجودم صدایت می زند ذره ذره ی تنم می خواهدت! قطره قطره اشکم از بهر تو جاری می شود. از تکه های دلم و حال او هم که خودت با خبری! آن روز که از زمین برشان می داشتی از عشق لمسیدنت نمی لرزیدند؟ باوفا بی وفا!!مهربان نامهربان!! خودت بگو به کدامین ابر بغض کرده٬بسپارم تا برایت ببارد؟ به کدامین پرستوی عاشق بگویم پیغام دوستت دارم را با قطره های خون برایت بیاورد؟ به کدامین پروانه التماس کنم تا پیکر سوخته ی شمعش را با جگر سوخته ام برایت هدیه کند؟ و آن زمان که آمد پر آتش گرفته اش را ببینی و در برت جان دهد! به کدامین گل سرخ بگویم از عشقت پرپر شود و به کدامین باد بسپارم تا گلبرگ های پرپرش را برایت بفرستد؟ يا علي خوش باشی . بی معرفت . یه سر به ما بزن. یاد اون روزا به خیر سال نو میلادی رو به همه تبریک می گم .سال خوبی داشته باشین. به اميد روزيكه همه مشكلات برطرف بشه. يا علي جواد الائمه عليه السلام جوان ترين امام ،را به همه شما عزيزان تسليت مي گويم تصمیم گرفتم قیافه وبلاگو تغییر بدم ولی هنوز نانا نمی دونه . نمی دونم خوشش میاد یا نه . طرحشم از روی یکی از وبلاگهای قشنگ ( چه صبوره دل من ) تقلید کردم . خدا کنه نانا خوشش بیاد. یا علی امشب با سکوتم هر لحظه اسمت را فریاد کشیدم نمی دانی چه سخت است بی تو بودن آن زمان که خرده های قلبم را از کف اتاقت پاک می کردی نمی دانستی و نمی فهمیدی حال خرابم را! اگر میدانستی که به زمینم نمی زدی من وفا کردم تو به این جرم ویرانم کردی! بیا٬برگرد خسته ام از نبودنت٬هستی پیدایت نمی کنم! نزدیکی٬به تو نمی رسم! می گِریَم٬میخندی!می نالم٬خسته می شوی! چه کنم؟ کجایِ دنیا قدغن کرده اند دوست داشتن را؟اگر عشقت گناه است ببین غرق در گناهم! یا علی یه روز بفهمی واسه یه نفر عزیز شدی...اما اون پر باشه از سکوت...! تصور کن: یه روز سکوتش بشکنه... اما فقط قد یه جمله ی قشنگ ! بعدش یه سفر ...یه سفر طولانی !!! تصور کن : بخوایین واسه همیشه تنهاییهاتون رو با هم پر کنین ... و تو بخوای بال پروازت باشه ... آخه خیال میکردین ... کمکتون میکنن....اما جز ساختن سد هیچکار نکردن ! تصور کن : بهت بگن... فراموشش کن ... برای پرواز این همه بال هست ... یکیشو جز اون بردار ... اما تو واست هیچ اهمیتی نداره بقیه چی میگن ... آخه ...دیگه واسه فراموشی دیره .... خیلی دیره ! تصور كن : همه عشق تو ...احساس پاكتو به تمسخر بگيرن و تو جز گريه - اونم يواشكي تو رختخواب - كاري ازت بر نياد ! جز صبر و انتظار به اميد روزي كه سرتو جلو همشون بالا بگيري و با غرور بگي... ديدي گفتم ...!!! تحمل كن : اگه يه روز اون هم به تو اجازه بده فراموشش كني ... و تو بخواي داد بزني سرش... و بگي آخه بي معرفت...تو چرا ....تو چرا ؟!!!! تحمل كن : اگه يه روز بهت بگه واسه هر دومون بهتره ...جدا باشيم ... اگه يه روز تصميم بگيره تسليم روزگار بشه ... تحمل كن : دوري رو ...جدايي رو ....مرگ رو ... انتظار ي ابدي رو ...و نگاههايي سنگين و پر از پرسش ...!! حالا اگه ...توانش رو داري ! تصور كن ...تحمل رو ..... تصور كن ... تحمل رو !!! هنوز دلم با کسی نیست... هنوز هم آن تنهاترینم... اونیکه مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصلهها تنها گذاشت بیخبر رفت و تو این بیراههها رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت..... آه دل رو سوزوندی....آه چرا نموندی؟ من و هر ثانیه و جنون تو، واسه من همین خیالت هم بسه. بذار جاده ها اشتباه برن، ما که دستمون به هم نمی رسه ! با حریر پیلههای کاغذی واسه من جاده رو ابریشم نکن من به پروانه شدن نمی رسم، حرمت فاصله مون رو کم نکن..... آه دل رو سوزوندی....آه چرا نموندی؟
یک سقف پابر جا محکم تر ار آهن
سقفی که تن پوش هراس ما باشه
تو سردی شبها لباس ما باشه
سقفی اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از خود از شب و ستاره میگم
از تو و خواستن تو میگم و دوباره میگم
زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه میگیرم
گم میشم تو معنی تو معنی تاره میگیرم
سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمون
یه افق یه بی نهایت کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم یه سقف رویایی
سقفی برای ما حتی مقوایی
تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق برای تو و من
زیر این سقف اگه باشه می پیچه عطر تن تو
لختی پنجره هاشو میپوشونه پیرهن تو
زیر این سقف خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم اول ترانه پاشیم
سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمون
یه افق یه بی نهایت کمترین فاصلمونه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چُنین بی کس شدن در باورم نیست
اگــر ایـن آخـــر و ایـن عـاقـبـت بـُــود
به جز افسوس، هوائی درسَرم نیست
همه رفتند، کسی با ما نموندش
کسی حرف دل ما رو نخوندش
همه رفتند ولی این دل ما را
همون که فکر نمی کردیم سوزوندش


