ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
چه خوش آهنگ است قدوم سبزش و چه فرحبخش است نسیم روحنوازش . بالاخره آمد و سرمای سیاه را نابود کرد . دامان سبز طبیعت مثل هر سال زیر انداز سفره هفت سین می شود و سین سلامتی و روز نو را مهمان خانه ها میکند. سلام بر بهار که دستهایش پر از شکوفه های سرخ و سفید است . سلام بر بهار که از هرکجا می گذرد رد سبزی بر جای می گذارد . ردی از زندگی. هفت سین من سلام است و سلامت .سجاده و سعادت ، سکوت و سادگی و سیبی که از فلق سرخ تر است ღفرارسیدن ســــــــال نو رو به همه دوستهای خوبمون تبـــریک میگیم و امیدواریم سال خوبی در پیش داشته باشید.ღ چرا بیهوده در انتظار بهاری بنشینیم که نامی بیش نیست بگذار برف ببارد. وباران های ناگاه ما را قلبی بهاری بس است در این سرمای جانکاه..
گاهی سرمای زمستان روابط را تیره می کند به گرمای این شعله کوچک ایمان بیاورید عـــــــــــشق نجاتمان خواهد داد..... روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است ... و هر انسان برای هر انسان برادری روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است ... روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود . روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ... و من آن روز را انتظار میکشم حتی روزی که دیگر نباشم . من ، شب، واگنی خالی ، امید پایان تنهایی و صدایی که همواره میگوید : دلــم برایــت تنــگ اســت نمــی آیی ؟ بـــر دل شیشــه ای ام تیـغه الـمـــاس کــشیـــد یــک نـــفـــر از ورق زنـــدگــی ام آس کشــید عـــشق او مـــثل گلـــی ریشه زده بر دل مـن از قـــضا ســـایه غــــم بر گـــل من داس کشید وقـــت رفتن به دلش شعر خـــــداحــافـــظ بود رفت و بـــر روی ســـرش چادر کرباس کشید در تـــمام غـــزلم بـــوی عـــبورش جــاریست مـرده ام در کوچه های بی کسی ســوختــم خــاکسترم را بــاد برد 






رفـت و در خاطره ها جای خودش یـاس کشید
خنـــده بـــر روی لــبم خـشک شد و باران زد


ســنگ قبرم را نـمی سازد کسی


