ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ، دوستی تلفیق شعور من و توست . دوستی رنگ قشنگی است به رنگ خدا، دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب. دوستی یعنی تپیدن قلب من برای تو هزار بار خزان خوش تر از بهار من است که نو شکفته گلی چون تو در کنار من است امروز وارد دومین سالی میشیم که با هم دوستیم امیدوارم این دوستی همینطوری پابرجا بمونه . ღ........سالگرد دوستیمون مبارک باشه.....ღ میان کلمات سرگردانم. می خواهم با نام تو ترانه ای بسازم، می خواهم به خاطر تو همه واژه ها را صدا کنم. من در حوالی اندوه عاشق شم. نمی دانم چرا دیگر نسیم یاد تو در حوالی غزلهایم نمی وزد. بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمیشه، تـــولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آســمون فرستاد خــدایه مـــاه زیبا بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمیشه، تــــولدت مبارک یه کیک خیلی خوشرنگ با چند تا شمع روشن یکی به نیت تـــو، یکــی از طرف من الهی که هزار سال همین جشن رو بگیریم بـه خـاطر وجــــودت بــه افتخار بودن بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمیشه،تــــولدت مبارک تا تو هستی و چشمات بهونه اس واسه خوندن هــــمین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسـه تـــــولد تو باید دنــــیا رو آورد ستاره ریخت رو سرت تو رو تا آسمون برد ایــنا یه یادگاری توی خـــاطره هــاته ولی به شوق امروز میشه کلی قسم خورد الـــهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالم عاشق بیاد هزار تا مهمون بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمیشه، تــولدت مبارک ღ یـــاس ღ عزیزم تولدت رو با یه بغل گل یاس و میخک و با یه عالمه محبت تبریک میگم و امیدوارم سالهای سال زنده باشی و به آرزوهای قشنگت برسی می دونم که ارزشت خیلی بیشتر از اینهاست ولی تو همینو از من قبول کن .








تــولدت مــبارک
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي
تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن
تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم
نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي
مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
وقتي حتي پيشمي، دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم
ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني
هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني


