ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
نمی دانم آغاز این ترانه بر کدام گلبرگ نوشته بود وپایانش در کجای این خاک منتظر گم خواهد شد فقط می دانم که من در میانه آمدم بر خشتی خام و بی آینه نام تو را می نویسم تورا که می گویند بر هیچ گلبرگی آغاز نشدی و هیچ خاکی در انتظار تو نیست و من از تو تنها نامت را می دانم که در آن تکرار می شوم و در تکرار آن به جایی نمی رسم. راستی رسیدن یعنی چه؟ آیا این خشت خود آینه دار پنهان من نبود؟


