ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
بذار خیال کنم هنوز بذار خیال کنم هنوز

ترانه هامو میشنوی
هنوز هوامو داری و
هنوز صدامو میشنوی
پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم
شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه ی طلوع عشق رو
گفتی و دوست دارمو نگفتی
بذار خیال کنم منم
اون که دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی
پر میشی از خاطره هاش
اونکه هنوز دوسش داری
اونکه هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم
اونی که بودنش بسه
دوباره فال حافظ و
دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار
اگر چه بی خیالمی نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت
11:59 توسط نانا و ياس 13| |


