تبليغاتX
ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ

ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ

 

تمام غم ها و دلواپسی هایتان را

 

 

 

به قلب من بسپارید

 

 

 

خالی شوید از هرچه بدی است !

 

 

 

 

با کسی قرار داد بسته ام تا.....

 

 

 

 

همه ی آنها را به جهنم ببرد

 

 

 

آری. با شیطان هم می شود معامله کرد!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:39 توسط نانا و ياس 13| |

گفتی می خوام بهت بگم

همین روزا مسافرم «باید برم»

برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

 شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه

شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه

سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

 همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره

یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره

 همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه

یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه 

 دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون

 اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون

 بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه

ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه 

 بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست

 بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 12:4 توسط نانا و ياس 13| |

 

تــــازه ترين زخــم دلـــم قصه ي رفتن تــــو ئه

 

 

اين روزها هرجا كه ميرم حرف شكستن توئه

 

 

 


مثل يه آيينه سوت و كور شكستي و رها شدم

 

 

 

تبــــر شدم شكسـتمت اگرچه بي خــدا شدم

 

 

 

حيــــف روزهاي رفته كه به خاطرش خـطر كنم

 

 

 

حيــــف روزهاي مونده كه قراره بي تو سر كنم

 

 

 

خــــدا كنـــه تموم بشه قــصه ي تلــــخ رفتنت

 

 

 

بيــــايي و از يـادم بره روزهايي كه شكستمت

 

 

 

تـــــو سهم من نبودي و به قصه ها سـپردمت

 

 

 

ولي به عشـــقمون قسم كه تا خدا ميبردمت...

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:14 توسط نانا و ياس 13| |

غم و غصه تو اتاقم شده يارم

 

شب و روز هق هق و گريه شده كارم

 

دو سه روزه وقتي كه دلم ميگيره

 

كسي نيست تا سر رو شونه هاش بزارم

 

حالا با دل شكسته ام لب پنجره نشستم

 

بيا كه هنوز چشمامو روي عشق تو نبستم

 

دو سه روزه كه توي اين خونه اسيرم

 

قاب عكسهاي تو رو بغل ميگيرم

 

قاب عكس تو كه قلبمو شكستي

 

تو كه خيلي دلت ميخواست بميرم

 

حالا با دل شكسته ام لب پنجره نشستم

 

بيا كه هنوز چشمامو روي عشق تو نبستم

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:45 توسط نانا و ياس 13| |