ღღ یـــــــاس13 و نـــــــا نـــــــا ღღ
قرارمان يک مانور کوچک بود!
قرار بود تيرهای نگاهت مشقی باشد! اما ببين، يک جای سالم بر قلبم نمانده است!!! بغضم که بترکد مي توانم تمامي درختان دنيا را سيراب کنم براي گفتن حرفهاي دلم به تو تمامي قاصدک هاي دنيا را مي خواهم فاصله ي بين من و تو غروبي است که نمي دانم کي طلوع مي کند ستاره ها هم با من غريبه شده اند ماه هم به خلوتم راهي ندارد موج هاي دريا به من اخم مي کنند و جاده که نمي دانم کي به انتها مي رسد خدايا . . . آن قدر دل اتم پر بود، دوباره خزون اومد نم نم بارون می زنه به صورتم بوی خاک و نم کوچه می گه هنوز دیوونتم رعدو برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز دستهای کی و گرفتی زیر بارونای پاییز؟؟ می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی...نه دیگه بارون می باره ************ خزونم داره میره نموند برگی روی درختا من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها دیگه بارون نمی باره توی جاده پر برفه به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته می خوام اینجا با تو باشم زیر برف و باد و بارون نیایی با خاطراتت سر میذارم به بیابون می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی...نه دیگه بارون می باره با مداد رنگی روز آمدنت را نقاشی میکنم و جاده های رفتنت را خط خطی کسی برای من نیست. بیا غلط های زندگیم را به من بگو و زیر اشتباهاتم را خط بکش. بودنت مثل دریایی مرا در بر میگیرد آنجا که تو هستی، ماهیها هم نمی توانند بییند چه رسد به من..!!! کدام صبح میایی؟ کدام چمدان مال توست؟ کدام دست تو را به من می رساند؟ کدام روز مال من میشوی؟ بیا که درد دلم را فقط تو می فهمی......
که با شکافتنش دنيايي لرزيد!
دل من نيز پر بود وقتي شکست،
ولي سکوتي کرد.....
که به دنيا مي ارزيد



